وصف شوق iniran
فرصت های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است ...
درباره وبلاگ


با سلام خدمت شما دوستان عزیز .
امیدوارم بتوانم در این محیط مجازی کمک رسان خوبی برای شما دوستان محترم باشم.
در جامعه انسانی انسانها دو گروهند1- خلاقند و در زندگی موج ایجاد میکنندو سوار بر موج میشوند.
گروه بعدی انسانهایی هستند که دنبال تغییر نیستند و همیشه راکتندمثل ابی که در یک جا ثابت است.
امیدواریم بتوانیم در کنار هم کمک حال تمام کسانی که دوست دار تغییر هستند باشیم.
سپاس ودرود به شما موفق باشید.

مدیر وبلاگ : هخامنش
نویسندگان
نظرسنجی
نظرت راجع به این وبلاگ چیه









شنبه 25 آذر 1391 :: نویسنده : هخامنش
شب آرامی بود
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
... مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند ، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین
:با خودم می گفتم
زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
هیچ!!!
زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند
زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 16 شهریور 1396 04:59 ق.ظ
Can you tell us more about this? I'd want to find out more details.
یکشنبه 15 مرداد 1396 09:02 ق.ظ
hello there and thank you for your info – I have definitely picked up anything new from right here.
I did however expertise several technical issues using this web site, since I experienced to reload the website a lot of times previous to I could get it
to load correctly. I had been wondering if your web host is OK?
Not that I'm complaining, but sluggish loading instances times will often affect your placement in google and can damage your high-quality score if advertising and marketing
with Adwords. Well I'm adding this RSS to my e-mail
and could look out for a lot more of your respective interesting content.

Ensure that you update this again very soon.
شنبه 12 فروردین 1396 11:46 ق.ظ
I got this website from my pal who shared with me regarding this web page and now this time I am visiting
this web page and reading very informative content at this time.
یکشنبه 26 آذر 1391 11:35 ب.ظ
فکر کنم موقع تایپ آلت وشیفت یادت رفته
هخامنش ok
یکشنبه 26 آذر 1391 11:31 ب.ظ
سلام آقا جواد به ما سر نمیزنی؟
خوشحال میشم یه سر به ما بزنی
وب قشنگی هم داری
موفق باشی
راستی نظر یادت نره
هخامنش mamnon. bashe.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :