تبلیغات
وصف شوق iniran - دست غیبی مرا نجات داد
 
وصف شوق iniran
فرصت های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است ...
درباره وبلاگ


با سلام خدمت شما دوستان عزیز .
امیدوارم بتوانم در این محیط مجازی کمک رسان خوبی برای شما دوستان محترم باشم.
در جامعه انسانی انسانها دو گروهند1- خلاقند و در زندگی موج ایجاد میکنندو سوار بر موج میشوند.
گروه بعدی انسانهایی هستند که دنبال تغییر نیستند و همیشه راکتندمثل ابی که در یک جا ثابت است.
امیدواریم بتوانیم در کنار هم کمک حال تمام کسانی که دوست دار تغییر هستند باشیم.
سپاس ودرود به شما موفق باشید.

مدیر وبلاگ : هخامنش
نویسندگان
نظرسنجی
نظرت راجع به این وبلاگ چیه










كارگرى كه اهالى یكى از روستاهاى قزوین بود به تهران رفته تا با فعالیت و دسترنج خود قوت و پولى تهیه كند و به ده خود برگشته و با زن و بچه خود براى امرار معاش از آن پول استفاده نماید، پس از كار كردن مدتى، پول خوبى به دستش آمد و عازم ده خود گردید. یك مرد تبهكارى از جریان این كارگر ساده مطلع مى شود و تصمیم مى گیرد كه دنبال او رفته و به هر قیمتى كه هست پول او را بدزدد و تصاحب نماید كارگر سوار اتومبیل شده و با خوشحالى عازم ده شد، غافل از اینكه مردى بد طینت در كمین اوست. بعد از آنكه به ده رسید و به خانه خود نزد زن و بچه اش رفت ، آن دزد خائن، شبانه به پشت بام مى رود و از سوراخى كه پشت بام گنبدى شكل خانه هاى آن ده معمولا داشته و اطاق آنها نیز داراى چنین سوراخى بود، كاملا متوجه آن كارگر مى شود، در این میان مى بیند كه وى پول را زیر گلیم مى گذارد. از آنجائى كه شیطان استاد است به پیرو خود ((دزد)) چنین یاد مى دهد، وقتى كه آنها خوابیدند، بچه شیرخوار آنها را به حیاط برده و بیدار كن و به گریه اش بینداز از صداى گریه او پدر و مادر بیرون مى آیند، در همان موقع با شتاب خود را به پول برسان و حتما به نتیجه مى رسى. پدر و مادر مى خوابند، نیمه هاى شب، دزد، آرام آرام وارد اطاق شده بچه شیرخوار را به انتهاى حیاطى كه وسیع بود آورده و به گریه مى اندازد و در همانجا بچه را مى گذارد و خودش را پنهان مى نماید. از گریه بچه، پدر و مادر بیدار مى شوند و از این پیشامد عجیب، وحشت زده و ناراحت با شتاب به سوى بچه مى دوند، در همین وقت، دزد خود را سر پول رسانده، همینكه دستش به پول مى رسد، زلزله مهیب سرسام آور به قزوین رسیده، همان اطاق به روى آن خبیث خراب مى شود و او در میان خروارها خاك و آوار در حالى كه پول را بدست گرفته، به جهنم واصل مى شود. اهل خانه نجات پیدا مى كنند ولى از این جریان اطلاع ندارند و گاهى با خود مى گویند: دست غیبى ما را نجات داد. پس از چند روزى كه خاك ها را به این طرف و آن طرف ریختند تا اثاثیه خانه و پول معهود را بدست بیاورند ناگاه چشمشان به لاشه آن خیانتكار كه پول ها را به دست گرفته مى افتد و از سر مطلب واقف مى گردند.
خمیر مایه استاد شیشه گر، سنگ است / عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :